حقیقت عشق
تکیه گاهم باش!!! میخواهم سنگینی نگاه این مردم حسود شهر را تو هم حس کنی... این مردم نمی توانند ببینند دست هایمان تا این اندازه به هم می آیند... دیشب از دلتنگیتبغضی گلویم را شکست گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . . میرم بالابوم که هوایی تازه کنم دنیاروتماشاکنم امایادم میاد این همون دنیایی که باتموم ادماش به من بدی کردن بی هیچ دلیلی برای همینم من بادنیاوتموم ادماش قهرم وبهشون پشت میکنم... باهمتون قهرم آدم دوس داره گاهی غرق شه صدايت را مي خواهم تــا مــوســیقی ســکوت لــحظه هــایــم بــاشــد نگاهت را می خواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد وجــودت را مــی خــواهم تــا گــرمــای قــندیل آغـوشــم بـاشد خیالت را می خواهم تا خاطر لحظه های فراموشم باشد دستها یت را می خواهم تا نوازشگر اشکهایم باشد و تــنهـا خــنده هــایــت را مــی خــواهـم تـــا مرحم کهنه ی زخمهای زندگی ام باشد آری تنها تو را می خواهم طعــم لبــهای تــو شایــد جــزو چهــار مــزه ی اصلــی نبــاشه ، ﻫﻤــﺂﻥ ﻭﻗـﺘﯽ ﮐﻪ ﻟﺒــ ﻫﺂ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟـُﺪﺁ ﺷـﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺭﻭﺣَﺖ ﻣـَﺸﻐﻮﻝ ﻣﺰﻩ ﻣﺰﻩ ﮐــﺮﺩﻥ ِ ﻃﻌﻤـﯽ ﺍَﺳﺖ ﮐﻪ ﭼـﺸﯿﺪﻩ ﻟﺤــﻈﻪ ﺍﯼ ﻫَﺴﺖ ﺑــﻌﺪ ﺑﻮﺳﻪ ﮐﻪ ﭘـــﯿﮑﺮﻫﺎ ﮐــﻤﯽ ﺍﺯ ﻫـﻢ ﻓـﺂﺻﻠﻪ ﻣــﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﭼِﺸــ ــﻢ ﻫﺎ ، ﺟـﺂﯾﮕﺰﯾﻦ ﻟــَﺐ ﻫﺎ ﻣــﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺁﻥ ﭼَﺸﻢ ﺩﺭ ﭼَﺸﻢ ﺷـُﺪﻥ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻫــﻢ ﺁﻣﯿﺨﺘـﮕﯽ ﺷَﻬﻮﺕ ﻭ ﺷــَﺮﻡ ﺑﻪ ﮔﻤـﺂﻧﻢ ﺟـــــ ـــﺂﻥ ِ ﺭﺁﺑــﻄﻪ ﺍﺳﺘــ !!!


دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره
خودش گیره گرفتاره
همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر، نشه رسوایی ما
که تنهاتر نشه تنهایی ما
دیگه کار ما گذشته از شکایت
هنوزم پایبندیم در رفاقت
میریزه تو خودش،دل غصه هاشو
آخه هیچکس نمیخاد قصه هاشو
غرق شدن همیشه تو آب نیست، تو غصه نیست، تو خیال نیست
آدم دوست داره گاهی تو یه آغوش غرق شه

امـــا ،
جـــزو اصلــی تــرین مــزه های زندگیــه...
| Power By:
LoxBlog.Com |

