حقیقت عشق
يک لحظه نشد خيالمـــ ــ آزاد از تو يک روز نگذشت خاطرمـــ ـــ ــــ شاد از تو داني که ز عشق تو چه شد حــــــ ـــ ـاصل من يک جان و هزار گونه فريـــ ــ ـــــاد از تو مــ ــ ـادر ...
( قند ) خــ ـون مـ ـادر بـ ـالاستـــ ، دلش امــ ـا همیشهـ ـ ( شـ ـور ) می زنـ ـد بـ ـ رای مـ ـا . . . اشکهــ ـای مـ ـادر ، مـ ـرواریـ ـد شدهـ استــ در صدفـــ چشـ ـمانـ ـش دکتـ ـرهـ ا اسمـ ـش را گـ ـذاشتهـ اند آبـ ـ ـ مرواریـ ـد ! حرفهـ ـ ـا دارد چشمـ ـان مـ ـادر ؛ گـ ـویی زیـ ـرنویس فارسـ ـی دارد ! دستانــ ش را نـ ـوازش می کنمـ ــ ؛ داستـ ـ انی دارد دستـ ـانش . . .
چشمــــمان بود به آییـــنه و آییـــنه شکست گفته بودند بزرگان که حقیقت تلــــــــخ است که به زیبـــــــایی آییــــــــنه نباید دل بســــت خوابـــــهایی که ندیدم، به حقیقت پیــوست کاری از دست دل سوخته ام ساخته نیست قسمتم دربدری بود همین است که هست راه را بر هــمه چیز و هــمه کـــس باید بست غـزل و خلوت و ســـیگار و… خدایی هم هست دلتنگی هم گاه اندازه ی یک حبه قند است... حتی شبیه قندهای رنگارنگ، که گولمان بزند ... گاه می افتد توی فنجان دل ما... حل میشود ...آرام آرام... بی آنکه اصلا ما بفهمیم... و روح مان سر میکشد آن چای شیرین را.... آن حجم دلتنگی را...!!!!!!
گلایه ای نیست..... از نبودنت گلایه ای نیست..... تو مقصر نبودی من عاشق نبودم..... من درک عشق نکردم که رهایت کردم...... این غرور لعنتی تنهام کرد........"خود کرده را تدبیر نیست"


آدم از تلخـــــی این تجــــــربه ها می فهـــمد
ناگــــــزیرم که به این فاجـــــــــــعه اقرار کنم:
در دلــــــم هر چه در و پنجــــره دیدم بستم
چمــــــدان بسته ام و عازم خــــلوت شده ام


![]()

اما مـــــטּ... به ڪسی اجازه اینڪه به جاﮮ تـــــو در قلب مــטּ بنشیند را
نخواهـــــم داد....
قلـــــــــــــب مــــــــטּ،
،فقــــــــط جـــــاﮮ ♥توســــــــت .
| Power By:
LoxBlog.Com |


